دهکده جهانی ---------------------- GLOBAL VILLAGE
با ویکی بلاگ به روز باشید Keep up to date with the wikiblog
نويسندگان
http://www.uplooder.net/

هیچ‌گاه نومید مشو. اگر همهٔ درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره‌راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز می‌کند. حتی اگر هم‌اکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاه‌های دشوار باغ‌های بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواسته‌ات شکر کردن آسان است. صوفی آن است که حتی وقتی خواسته‌اش محقق نشده، شکر گوید.

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢٩ ] [ ٩:٥۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

توضیحات کتاب :

همه ما داستانهایی درباره برنده شدن در مسابقات قرعه‌کشی شنیده‌ایم که افراد کاملاً تصادفی ثروتمند می‌شوند. برخی دیگر هم با خریدن خانه یا خریداری اماکن گوناگون در مدت زمان کوتاهی سود می‌کنند و ثروتمند می‌شوند. در مقابل نیز شنیده‌ایم که افراد با خرید اوراق بهادار و یا خرید سکه‌های طلا ضرر می‌کنند و همه سود و سرمایه خود را به یکباره از دست می‌دهند. حرف ما هیچکدام از چیزهایی که در بالا گفتیم نیست. ما می‌خواهیم روشهایی را به شما معرفی کنیم که با حذف هرگونه ضرر و زیان به میزان سود و سرمایه بالایی دست پیدا کنید.

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢٩ ] [ ۱:٠٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

جیم ران یک مربی موفق و صاحب نام در سطح بین المللی است و افراد معروفی همچون آنتونی رابینز ، بیل گیتس ، جک کنفیلد از جمله کسانی هستند که از مربیگری او استفاده می کنند .

جیم ران، سالهاست که به عنوان تأثیرگذارترین متفکر زمان ما، مورد احترام است. وی پرورش‌دهنده و انگیزه‌دهندۀ یک نسل کامل از مربیان رشد شخصی، و نیز صدها مدیر از شرکتهای برتر آمریکا است.

بیش از چهل سال است که جیم ران تمرکز خود را بر روی شالوده‌های رفتار انسانی که بیشترین تأثیر را در عملکردهای شخصی و تجاری دارند، گذاشته است. جیم معیاری است که با آن کسانی که به دنبال آموزش و الهام به دیگران هستند، سنجیده می‌شوند. وی توانایی بی‌نظیری دارد که می‌تواند به اتفاقات و رخدادهای عادی، معنایی غیر عادی بخشد، و جوهر و سبک گفته‌های او ترکیبی می‌سازد که ذهن هر شنونده یا خوانندۀ آثارش را به تصرف خود در می‌آورد.

این کتاب حقایق جاودانی از زبان یکی از بزرگان انگیزه‌دهندۀ نسل ما است. جیم به مدت چهل سال است که به دور دنیا سفر می‌کند و فلسفه و اصول مرتبط با دوازده ستون موفقیت را آموزش می‌دهد.

 

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢٩ ] [ ۱:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

در دانشگاه هاروارد که در رشته های علوم انسانی بهترین دانشگاه جهان محسوب میشه به پایان نامه ها نمره های a/b/c میدن
یکی از اساتید این دانشگاه به پایان نامه یکی از دانشجوها که مربوط میشد به پُست 24 ساعته، نمره ی ضعیف c میده.
وقتی اون دانشجو به سراغ استاد میره و دلیل رو جویا میشه استاد در جواب میگه:
پایان نامه تو قشنگه اما تجربه ی من میگه پُست 24 ساعته، نشدنیه.
اون دانشجو حرف اون استاد بزرگ رو قبول نمیکنه و خودش دست به کار میشه و در حال حاضر صاحب پست FEDAX و در طول 24 ساعته شبانه روز بسته های پستی در خونه مردم میرسونه.

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢۸ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

گروهی در حال عبور از غار تاریکی بودند که سنگهایی را زیر پایشان احساس کردند. بزرگشان گفت: اینها سنگ حسرتند. هرکس بردارد حسرت می خورد، هر کس هم برندارد باز هم حسرت می خورد. برخی گفتند پس چرا بارمان را سنگین کنیم؟  برخی هم گفتند ضرر که ندارد مقداری را برای سوغاتی بر می داریم. وقتی از غار بیرون آمدند فهمیدند که  غار پر بوده از سنگهای قیمتی. آنهایی که برنداشته بودند حسرت خوردند و بقیه هم حسرت خوردند که چرا کم برداشتند. زندگی هم بدین شکل است، اگر از لحظات استفاده نکینم حسرت می خوریم و اگر استفاده کنیم‌ باز هم حسرت میخوریم که چرا کم. پس تلاشمان را بکنیم که هرچه بیشتر از این لحظات استفاده کنیم.

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢۸ ] [ ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

مردی نابینا درون قلعه ای گرفتار شده بود و نومیدانه می کوشید خودش را نجات دهد.
چاره را در این دید که با لمس کردن دیوارها دری برای رهایی پیدا کند. پس گرداگرد قلعه را می گشت و با دقت به تمام دیوارها دست می کشید. همچنان که پیش می رفت با چندین در بسته روبرو شد اما به تلاش و جستجو ادامه داد.
ناگهان برای لحظه ای دست از دیوار برداشت تا دست دیگرش را که احساس خارش می کرد لمس کند. درست در همان زمان کوتاه، مرد نابینا از کنار دری گذشت که قفل نشده بود و چه بسا می توانست رهایی اش را به ارمغان آورد. پس به جستجویی بی سر انجامش ادامه داد.

بسیاری از ما در تکاپوی دستیابی به آزادی و خوشبختی هستیم. متاسفانه گاه تلنگری شبیه خارش دست، لذتهای گذرا یا چیزهایی از این دست، ما را از جستجو و دستیابی به دری گشوده به سوی رهایی و رستگاری محروم می کند.

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢۸ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

در قدیم برای قمار بازی علاوه بر خانه هائی که در آن قمار راه می انداختند مکانهای مثل خرابه ها و پشت دروازه های شهر و روی پشت بام حمامها و جاهای کم رفت و آمد سفره هائی برای این کار گشوده میشد و گرداننده قمار را کاسه کوزه دار می گفتند.
کاسه کوزه سمبل این حرفه بشمار میرفت.
غرض از کاسه ظرفی بود که از هر یک تومان بُرد، یک قران سهم گرداننده یا قمار خانه دار در آن انداخته میشد یعنی یک دهم مبلغ بُرد و کوزه نیز گلدان دهن باریک یا کوزه کوچکی بود که تاس را در آن ریخته و تکان داده و روی بساط می انداختند تا از یک تا شش چه رقمی بنشیند.
در کنار کاسه کوزه دار و قمار بازها اشخاصی نیز بودند که به آنها جیزگر می گفتند یعنی پول قرض بده. به کسانی که باخته و همچنان اصرار به بازی داشتند.
این جیزگرها نزولی برابر تومان به تومان قرض می دادند.
که البته اصطلاح جیز شد یا جیز میشی از همین جا آمده در واقع به معنی سوزاندن طرف که وقتی از جوش و خروش و هیجان بازی بیرون می آمدند میفهمیدند که چه بلائی سرشان آمده است.
و البته هنگامی که کار به دعوا و چاقو کشی و چوب و چماق میرسید، آژان و پاسبان پست سر رسیده و به بساط قماربازها حمله ور میشدند و اول کار آنها این بود که با لگدی کاسه و کوزه و بساط داخل سفره را به کناری پرت کرده و با گفتن جمع کن کاسه کوزه تو، همه لات و لوتها و اراذل را ریسه کرده و به کلانتری محل می بردند....

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢۸ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

روباهی خروسی را بربود، خروس در دهان روباه گفت حال که از خوردن من چشم نپوشی نام نبی یا ولّی را بر زبان ران تا مگر به حرمت آن سختی جان کندن بر من آسان آید.
قصد خروس آنکه روباه دهان به گفتن کلمه ای بگشاید و او بگریزد.
روباه دندانها را به هم فشرد و گفت جرجیس...

[ ۱۳٩٥/۱٠/٢٧ ] [ ٩:٢۱ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کارشناس روابط عمومی----- گواهی نامه فنون مذاکره------ گواهی نامه زبان بدن-------
لینک های مفید
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


Free Page Rank Tool