دهکده جهانی ---------------------- GLOBAL VILLAGE
با ویکی بلاگ به روز باشید Keep up to date with the wikiblog
نويسندگان
http://www.uplooder.net/


1 - ﺷﻜﺮﮔﺰﺍﺭ ﺑﺎﺷﻴﺪ .
2 - ﺗﺤﺮﻙ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ .
3 - ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺗﻐﺬﻳﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺷﻴﺪ .
4 - ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻳﺎﺩﮔﻴﺮﻱ ﺑﺎﺷﻴﺪ .
5 - ﺑﺎ ﻃﺒﻴﻌﺖ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎﺷﻴﺪ .
6 - ﺧﻮﺩ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ .
7 - ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺧﻠﻮﺕ ﻛﻨﻴﺪ .
8 - ﺩﺭ ﺣﻖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﻚ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻴﺪ .
9 - ﻗﺪﺭﺕ ﺧﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺟﺪﻱ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ .
10 - ﺑﻪ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﻏﺬﺍ ﺑﺪﻫﻴﺪ .
11 - ﺍﮔﺮ ﺑﭽﻪ ﻛﻮﭼﻜﻲ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺩﺍﺭﻳﺪ، ﺑﺎ ﺍﻭ ﻭﻗﺖ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﻴﺪ .
12 - ﺑﺎ ﮔﻴﺎﻫﺎﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻛﻨﻴﺪ .
13 - ﺩﺭ ﺣﻖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺩﻋﺎﻱ ﺧﻴﺮ ﻛﻨﻴﺪ .
14 - ﺑﻪ ﻛﺎﺭﻫﺎﻱ ﺟﺎﻧﺒﻲ ﻣﺜﻞ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﻭ ﺁﺷﭙﺰﻱ ﻭ ﻋﻜﺎﺳﻲ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ .
15 - ﻛﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺻﺮﻓﺎ ﺍﺯ ﺭﻭﻱ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻴﺪ .
16 - ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ ﻛﻨﻴﺪ .
17 - ﺟﻨﺒﻪ ﻣﺜﺒﺖ ﻗﻀﺎﻳﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻴﺪ .
18 - ﮔﺎﻫﻲ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﺳﻔﺮ ﻛﻨﻴﺪ .
19 - ﻣﻮﺳﻴﻘﻲ ﮔﻮﺵ ﻛﻨﻴﺪ .
20 - ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﻣﺮﺍﻗﺒﺖ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺁﺭﺍﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ .
-21 ﺑﺎ ﺍﻓﺮﺍﺩﻱ ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻓﺮﻛﺎﻧﺲ ﺍﺭﺗﻌﺎﺷﻲ ﺑﺎﻻ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎﺷﻴﺪ

[ ۱۳٩٤/٢/۳٠ ] [ ٦:٠٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

1ـ همیشه در ردیف های جلو بنشینید.
2ـ نگاه کردن به چشمان دیگران را تمرین کنید.
عدم نگاه به دیگران 2معنا دارد:
الف: احساس گناه در برابر او
ب:احساس ضعف وناتوانی در برابر او
3ـ سرعت راه رفتنتان را 25%تندتر کنید.حرکات بدن نتیجه واکنش ذهن است. آدمهای با اعتماد به نفس راه رفتنشان کمی شبیه به دویدن است,انگار به جای مهمی می روند و یا کار مهمی دارند. این تکنیک را بکار ببریدتا نگرش محیط خارجی نسبت به شما تغییر کند.
4 ـ بلند و جدی حرف بزنید.
5ـ هنگام دست دادن جدی باشید.
6ـ در جمع نظر بدهید.
7ـ خندان باشید.لبخند شما بهترین دارو برای کمبود اعتماد به نفس است.
توصیه های دیگر:
1ـ سعی کنید همیشه بهترین لباسها را بپوشید.
2ـ در هر مکالمه تلفنی خود را معرفی کنید.
3ـ در برابر هر کاری که برایتان انجام می دهند لفظ متشکرم را بکار ببرید.
4ـ مقتدرانه,افراشته و با گامهای بلند و تند راه بروید.
5ـ هیچگاه خود را با دیگران مقایسه نکنید.
6ـ همیشه با زبان مثبت با دیگران هم صحبت شوید

[ ۱۳٩٤/٢/٢٩ ] [ ٧:۳٢ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]
در تفسیر فرات از بشر ابن شریح نقل شده که می‌گوید: روزی از امام باقر علیه السلام پرسیدم که امید بخش‌ترین آیه قرآن کدام آیه است؟ حضرت فرمودند: اطرافیان شما در این باره چه نظری دارند؟
گفتمآنها معتقدند آیه "قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمت الله"  "ای بندگان من که بر نفس خویش اسراف کرده اید از رحمت خدا نا امید نباشیدامیدوار کننده ترین آیه قرآن است.

حضرت فرمودند: اما ما اهل بیت چنین نظری نداریم.  پرسیدم پس نظر شما در این مورد چیست؟ فرمودند: آیه "و لسوف یعطیک ربک فترضییعنی "و پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی شوی" امید بخش ترین آیه قرآن است .

 

[ ۱۳٩٤/٢/٢۳ ] [ ٥:۳٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﮐﺸﺘﺰﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﮔﻨﺪﻡ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ،
ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﮔﻨﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﮑﺒﺮ ﺳﺮ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ
ﻭ ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺗﻮﺍﺿﻊ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻧﻈﺮﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺟﻠﺐ کرد
ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺁﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﻧﻤﻮﺩﻡ ،
ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺗﻌﺠﺐ کردم !

ﺧﻮﺷﻪ ﻫﺎﯼ ﺳﺮ ﺑﺮﺍﻓﺮﺍﺷﺘﻪ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﻪ
ﻭ خوشهﻫﺎﯼ ﺳﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ ﺭﺍ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﮔﻨﺪﻡ ﯾﺎﻓﺘﻢ ؛
ﺑﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻢ :
در کشتزار زندگی نیز چه بسیارندسرهایی که بالا رفته اند اما در حقیقت خالی اند...‌‌‌

[ ۱۳٩٤/٢/٢۳ ] [ ٥:۱٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

درکمترین زمان به ثمر می نشینند . ثمرشان زیاد کال نمی ماند و زود می رسد .

قبل از آنکه دستانتان را به سمتش دراز کنید میوه هایشان را پایین ریخته اند.

....اما
همین میوه توت ، بیشترین هدر روی را درمیان درختان دارد.
هرسال چند تن توت هایی که در کوچه خیابان ها و حتا حیاط خانه ها جارو می شوند ؛ پای درختان ازبین می روند یا در سطل زباله ها بی استفاده می مانند.

این است نتیجه بخشندگی
بعضی وقت ها ؛وقتی بیش از حد بخشنده می شوی بلااستفاده می مانی ؛ بی ارزش و بی حرمت ....

مراقب باشید
وقت، عمر و ثمره مهربانی هایتان را چطور به چه کسانی می بخشید ؟

بعضی توت هایتان را نگه دارید ؛ برای ادمهای قدرشناس و....
چون این ادمهایی که من دیدم خیلی فراموشکارند . نمی بینند خیلی چیزها را یا اگرهم دیدند زود فراموش می کنند.

نگران از خشکیدن توت هایتان نباشید . همین توت ها وقتی خشک می شوند تازه جان می گیرند.

آنوقت جان می دهند برای فنجانی چای.....☕

[ ۱۳٩٤/٢/٢٢ ] [ ٩:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

زن فقیری که خانواده کوچکی داشت، با یک برنامه رادیویی تماس گرفت و از خدا درخواست کمک کرد.
مرد بی ایمانی که داشت به این برنامه رادیویی گوش می داد، تصمیم گرفت سر به سر این زن بگذارد. آدرس او را به دست آورد و به منشی اش دستور داد مقدار زیادی مواد خوراکی بخرد و برای زن ببرد. ضمنا به او گفت: وقتی آن زن از تو پرسید چه کسی این غذا را فرستاده، بگو کار شیطان است.
وقتی منشی به خانه زن رسید، زن خیلی خوشحال و شکرگزار شد و غذاها را به داخل خانه کوچکش برد. منشی از او پرسید: نمی خواهی بدانی چه کسی غذا را فرستاده؟ زن جواب داد: نه، مهم نیست. وقتی خدا امر کند، حتی شیطان هم فرمان می برد.❤

[ ۱۳٩٤/٢/٢٢ ] [ ٩:٠٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

ﺩﺭ یک سمینار رموز موفقیت، سخنران از حضار ﭘﺮﺳﯿﺪ:
«ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ؟»

حضار ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪﻧﺪ.»

سخنران: «ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟»

حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.»

سخنران: «ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟»

حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.»

سخنران: «ﻻﻧﺲ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟»

حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ.»

سخنران ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: «ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟»

ﻣﺪﺗﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ ﮐﻼﺱ ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ. ﺳﭙﺲ یکی از حاضران ﭘﺮﺳﯿﺪ: «ﻣﺎﺭﮎ ﺭﺍﺳﻞ ﺩﯾﮕﺮ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺍلاﻥ ﺍﺳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ!»

سخنران ﮔﻔﺖ: «ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ، ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ!»


براى ماندگار شدن باید ایستاد و تسلیم نشد وگرنه فراموش میشویم.

[ ۱۳٩٤/٢/٢۱ ] [ ٥:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

در حکایتی از گذشته معروف است که پادشاه یک کشور به پادشاه یک کشور دیگر یک فیل سفید هدیه می دهد، کسی که هدیه را پذیرفته، هزینه های زیادی را صرف نگهداری و خوراک این فیل سفید می کرد، نسل های مختلف بدون آن که بدانند این فیل سفید به چه درد می خورد هزینه های زیادی را برای آن متحمل میشدند و دلشان هم نمی آمد که آن را کنار بگذارند یا رها کنند زیرا می گفتند:
"حیف است تا کنون هزینه زیادی برای آن شده است و نمیتوان آن را رها کرد!".

فیل سفید در مدیریت استعاره از موضوعیست که هزینه زیادی برای آن شده است و هیچ خاصیت مفیدی ندارد! و از آن جهت کنار گذاشته نمیشود که صرفاً برای آن هزینه شده است.
در نظر بگیرید کسی وارد دانشگاه میشود و متوجه میشود استعدادی در آن رشته ندارد اما آن را رها نمیکند به خاطر هزینه هایی که برای قبولی آن داده است و زمانی که صرف کرده است و میداند در آینده نیز آن رشته منبع درآمد او نخواهد شد، به آن رشته دانشگاهی و آن مدرک میتوان فیل سفیدآن فرد گفت.
 در زندگی فیلهای سفید زیادی داریم که بدون آن که خاصیتی داشته باشند برای آنها هزینه میکنیم!
فیلهای سفید زندگیتان را رها کنید...

[ ۱۳٩٤/٢/٢۱ ] [ ٥:۳۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

توصیه های بسیار قشنگ پیکاسو:
تمام عددهای غیرضروری را
از زندگیت بیرون بریز!!!!
این عددها شامل:
سن، قد، وزن و سایز هستند....
با دوستان شاد و سرحال معاشرت کن....
به آموختن ادامه بده و همیشه مشغول یادگیری باش......
تا میتوانی بخند.....
وقتی اشک هایت سرازیر میشوند:
بپذیر!
تحمل کن!
و به پیشروی ادامه بده....
رنگ خاکستری را از زندگیت پاک کن....
احساساتت را بیان کن،
تا هیچ وقت زیبایی هایی را
که احاطه ات کرده اند را از دست ندهی.....
شادی ات را به اطرافت بپراکن.....
باحد و حصرهایی که گذشته به تو تحمیل کرده مبارزه کن.....
از بهترین سرمایه ات که سلامتی ات است؛ بهره ببر......
از جاده خارج شو و از شهر و کشورهای غریب دیدن کن.....
روی خاطرات بد توقف نکن....
هیچ فرصتی را برای گفتن دوستت دارم به آنهایی که دوستشان داری، از دست نده.....
همیشه به خودت بگو که،
زندگی تعداد دم و بازدم های مکرر نیست، بلکه لحظاتی است که قلبم:
بخاطر خنده،
بخاطر اتفاق های خوب غیرمنتظره،
بخاطر شگفتی،
بخاطر شادی،
و بخاطر دوست داشتن های بی حساب،
محکم می تپد.....

روز خوش (inlove)

[ ۱۳٩٤/٢/٢۱ ] [ ٥:۳٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

دکتر امیرعلی بابایی در کتاب تجسم خلاق میگوید:به خود بگویید عالی هستید تا عالی شوید.
وبه خاطر داشته باشید که هرچه بگویید همان می شود .
ضمیر شما بدن شمارا می سازد وبدن شما ضمیر شما را.
"یک اندیشه ی زیبا ومثبت ،یک بهشت را در زندگی می سازد….
ویک اندیشه منفی ویاس آور جهنمی را در دنیای انسان خلق می کند… .
انسانها آنچه را بیندیشند خلق می کنند."
شاد باشید ، مثبت باشید والبته عالی.
ﭘﺮﻭﻓﺴﻮﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﮑﺴﻮﻝ؛
ﺗﺠﺮﺑﯿﺎﺕ 40 ﺳﺎﻟﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﺪﺭﯾﺲ ﻭ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﻠﯿﻮﻧﻬﺎ ﻧﻔﺮ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺟﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ
ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﺪﯾﻪ ﻣﯿﮑﻨد :
"ﻫﺮﮔﺰ ﻇﺎﻫﺮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺎﻃﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﻧﮑﻨﯿﺪ "

[ ۱۳٩٤/٢/٢۱ ] [ ٥:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

 همیشه میخواهند که در مشاجرات پیروز شوند...
حتی اگربه قیمت از دست دادن "رابطه" باشد...
اما انسانهای عاقل,
 درک میکنند که گاهی بهتر است در مشاجره ای ببازند،
تا در رابطه ای که برایشان باارزش تر است ,
"پیروز" شوند...

[ ۱۳٩٤/٢/٢۱ ] [ ٥:۳٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]


١_ چیزی که سرنوشت انسان را می سازد “استعدادهایش” نیست ، “انتخابهایش” است …

٢_ برای زیبا زندگی نکردن، کوتاهی عمر را بهانه نکن؛ عمر کوتاه نیست، ما کوتاهی می کنیم...

٣_ هنگامی که کسی آگاهانه تو را نمی فهمد خودت را برای توجیه او خسته نکن ...

 ۴_ بر آنچه گذشت، آنچه شکست آنچه نشد، آنچه ریخت، حسرت نخور، زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد...

۵_ تحمل کردن آدمهایی که ادعای منطقی بودن دارند سخت تر از تحمل آدمهای بی منطق است...

۶_ موانع آن چیزهای وحشتناکی هستند که وقتی چشممان را از روی هدف بر می‌داریم به نظرمان میرسند!

٧_ اگر میخواهی دروغی نشنوی، اصراری برای شنیدن حقیقت مکن...

٨_ به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی همزمان در کنار دره ای عمیق ایستاده اى...


 شاد باشید...

[ ۱۳٩٤/٢/٢۱ ] [ ٥:٢٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

700 سال پیش در اصفهان مسجدی می ساختند

کار تمام شده بود و کارگران در حال انجام خرده کاری های پایانی بودند
پیرزنی از انجا رد میشد .
ناگهان پیرزن ایستاد و گفت بنظرم مناره مسجد کج است!

کارگران خندیدند ولی معمار با صدای بلند فریاد زد ساکت !
 چوب بیاورید . کارگر بیاورید . چوب را به مناره تکیه دهید . حالا همه باهم . فشااار دهید . فشااااااااااار !!!
و مرتب از پیرزن می پرسید مادر درست شد؟

بعد از چند دقیقه پیرزن گفت درست شد و دعا کنان دور شد .
کارگران گفتند مگر می شود مناره را با فشار صاف کرد ؟

 معمار گفت : نه ! ولی میتوان جلوی شایعه را گرفت !
اگر پیرزن می رفت و به اشتباه به مردم میگفت مناره کج است و شایعه کج بودن مناره بالا میگرفت . دیگر هرگز نمیشد مناره را در نظر مردم صاف کرد.
ولی من الان با یک چوب و کمی فشار ، مناره را برای همیشه صاف کردم!!!

از شایعه بترسبد !
در تجارت و کسب و کارتان ، حتی در زندگیتان از شایعه بترسید !
اگر به موقع وارد عمل شوید براحتی مناره زندگیتان صاف خواهد شد.

[ ۱۳٩٤/٢/۱٩ ] [ ٥:٥٥ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]


نویسنده شهیر کلمبیایی در چند جمله:


در 20 سالگی یاد گرفتم کار خلاف فایده ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه مرد است و جاذبه، قدرت زن.

در 40 سالگی آموختم که رمزِ ’خوشبخت زیستن‛ در انجام کاری نیست که دوستش داریم؛ بلکه در دوست داشتنِ کاری است که انجامش می دهیم.
 
در 55 سالگی پی بردم که تصمیم های کوچک را باید با مغز و تصمیم های بزرگ را با قلب گرفت.

در 60 سالگی آموختم که بدون عشق می توان ایثار کرد اما ؛
بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 80 سالگی پی بردم که دوست داشته شدن و محبت دیگران به انسان، بزرگ ترین لذتِ دنیاست.

در 85 سالگی دریافتم که زندگی زیباست و
باید دنیا را کمی بهتر از آنچه تحویل گرفته ای ؛ تحویل دهی ...

خواه با فرزندی خوب ...
خواه با باغچه ای سرسبز ...
خواه با اندکی بهبود شرایط اجتماعی ...

و این که بدانی ...

حتی اگر فقط یک نفر ، با بودن تو ، ساده تر نفس کشیده است ؛
این یعنی تو موفق شده ای !!l

[ ۱۳٩٤/٢/۱٩ ] [ ٥:٤۸ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻭ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﯾﮏ ﺍﻧﺴﺎﻥ، ﺗﻨﻬﺎ ﯾﮏ کلمه ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ :
"ببخشید"
 
ﻣﮕﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻋﻤﺮﯼ ﺭﺍ ﻫﺪﺭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﮔﻔﺖ:
" ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﻨﻢ "
 
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺧﺮﺩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ی "ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ " ﻏﺮﻭﺭ له ﺷﺪﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺰﻧﯽ !!؟؟
 
مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﮐﺴﯽ ﺯﻭﺩ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺑﮕﻮﺋﯽ:
 " ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ "
 
با ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ : ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﮐﺮﺩ؟
چه ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺨﺸﯿﺪ؟
 
گاهی ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﯿﺴﺖ ....
کاری ﮐﻪ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺍﻧﺪﮐﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﺩﺭﺩ ﺑﺎﺷﺪ، نیست.
گذﺷﺖ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ،
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﮔﺎﻫﺎﻧﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﺎﺭ ﻫﻮﯾﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ....
انتظار ﺑﺨﺸﺶ ﻫﻢ ﻧﺎﺑﺠﺎﺳﺖ ....
 
شخصیت ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺁﺷﻮﺏ ﮐﺸﯿﺪﯼ ، ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺁﺭﺍﻡ نمی ﺷﻮﺩ ...
 
 
آدمها را بفهمید، 
دل، آلزایمر نمی گیرد...
[ ۱۳٩٤/٢/۱٩ ] [ ٥:٤٦ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد . او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود 


دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . 
گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟ 
 
سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت:تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟ 
 
 چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن   گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
[ ۱۳٩٤/٢/۱٩ ] [ ٥:٢٧ ‎ب.ظ ] [ مهدی نوایی ]

درخت نخل درخت عجیبی است، خوزستانی ها می دانند که چه می گویم،
تو گویی این درخت نبات نیست، چیزی شبیه به آدمیزاد است و بی جهت نیست که واحد شمارش آن هم چون آدمیان نفر است.
نخل تنها درختی است که اگر سرش راقطع کنی می میرد بر خلاف همه درختها که سرشان را که می زنی بار و برگشان بیشتر هم می شود اما نخل نه سرش را که قطع کردی می میرد، مهم نیست ریشه اش در خاک سالم باشد، نخلِ بی سر می میرد.

[ ۱۳٩٤/٢/۱٦ ] [ ۸:٢٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

طرز تفکر خرچنگی چیست؟ آیا می دانستید اگر چند خرچنگ را حتی در جعبه ای رو باز قرار دهید، باز هم همان جا باقی می مانند و از جعبه خارج نمی شوند؟ با وجود اینکه خرچنگ ها می توانند به راحتی از جعبه بالا بخزند و آزاد شوند! این اتفاق نمی افتد، زیرا طرز تفکر خرچنگی به آنها اجازه چنین کاری نمی دهد و به محض آنکه یکی از خرچنگ ها بخواهد به سمت بالای جعبه برود، خرچنگی دیگر آن را پایین می کشد و به این ترتیب، هیچ یک از آنان نمی تواند به بالای جعبه برسد و آزاد شود. همه آنها می توانند آزاد شوند؛ اما سرنوشتی که در انتظار تک تک آنهاست، مرگ است!

این مطلب در مورد انسان های حسود نیز مصداق دارد. آنها هیچگاه نمی توانند در زندگی شان پیشرفت کنند و دیگران را نیز از موفقیت باز می دارند. حسادت، نشانه ای از ضعف اعتماد به نفس است. هر چند این خصیصه ای همگانی است، اما وقتی حسادت، بخشی از خصایص یک ملت شود، به معضلی بزرگ تبدیل خواهد شد. در آن صورت، این حسادت همگانی، نتایج فاجعه آمیزی در پی خواهد داشت، زیرا باعث تباهی تمام افراد آن ملت یا کشور می شود.

[ ۱۳٩٤/٢/۱٥ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

رابرت داوینسن قهرمان مشهور گلف وقتی در یک مسابقه قهرمان شد، زنی به‌سوی او دوید و گفت: بچه مریضی دارم و به من کمک کن وگرنه بچه‌ام می‌میرد.
رابرت بلافاصله همه پولی رو که برنده شده بود به آن زن داد. هفته بعد یکی از مقامات ورزش گلف با رابرت تماس گرفت و به او گفت خبر بدی برایت دارم آن زن کلاه بردار بوده و اصلا ازدواج نکرده بوده که بچه مریض داشته باشد رابرت داوینسن در پاسخ گفت خدارو شکر که هیچ بچه‌ای مریض نبوده که در حال مرگ باشه این که خیلی خبر خوبیه.
چقدر دنیا را زیبا می‌کنند انسان‌هایی که بی‌هیچ توقعی مهربانند

[ ۱۳٩٤/٢/۱٥ ] [ ٩:٤٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]


مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود…

کشاورز به او گفت که برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می‌کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد. و مرد قبول کرد…

درِ اولین طویله که بزرگترین هم بود باز شد. باور کردنی نبود بزرگترین و خشمگین‌ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می‌کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید و گاو از مرتع گذشت.

دومین در طویله که کوچکتر بود باز شد. گاو کوچکتر از قبلی بود اما با سرعت حرکت می‌کرد.

جوان پیش خودش گفت: “منطق می‌گوید این را هم ول کنم چون گاو بعدی کوچکتر است و این ارزش جنگیدن ندارد.”

سومین در طویله هم باز شد و همانطور که فکر می‌کرد ضعیف‌ترین و کوچک‌ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.

پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد…

اما گاو… دم نداشت!!!

زندگی پر از ارزش‌های دست یافتنی است اما اگر به آن‌ها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی…

[ ۱۳٩٤/٢/۱٥ ] [ ۸:۱٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]


  1.         وای تو کاملا مثل منی: محل به دنیا آمدن کارمند مسول فروش، درست برچسب او نوشته شده،چرا؟ زیر کمک می کند که با هر کس که در آن شهر زندگی کرده یا قوم و خویشی در آنجا دارد، ارتباط خاصی برقرار کند و همین ترفند، سبب شروع مکالمه و گفتگویی(بین کارمند و خریدار) می شود و شخص خریدار کم کم با کارمند احساس نزدیکی می کند. چیزی به سادگی یک اسم، باعث ایجاد رابطه دوستانه شده و حتی خریدار را مشتری ثابت آن مکان می کند.
  2.       غریبه ای که هدیه می آورد: گروه های مذهبی، گل یا هدایای دیگر در فرودگاه ها عرضه می کنند؟ آنها می دانند که بیشتر مردم بعد از گرفتن هدیه، احساس می کنند که باید کمک مالی هر چند کوچکی بکنند. البته ما می دانیم که مجبور به این کار نیستیم، ولی چون ما از آنها درخواست هدیه ای نکرده ایم و آنها داوطلبانه به ما هدیه داده اند، در خودمان احساس می کنیم که باید کار آنها را جبران کنیم و اگر جبران ننماییم، احساس بدی به ما دست می دهد.
  3.      نصف قیمت است: در یک فروشگاه لوازم برقی ، بعد از اینکه شما پذیرفتید یک سیستم صوتی بخرید، ممکن است فروشنده لوازم جانبی آن را به شما نشان بدهد، مثل یک کیف پنجاه دلاری یا گارانتی سی دلاری که مبالغ اینها، وقتی که شما یک سیستم هشتصد دلاری می خرید، چندان به چشم نمی آیند، زیرا فروشنده نخست، گران ترین کالا را به شما نشان داده، به همین خاطر دیدگاه شما عوض شده، بنابراین قیمت کالاهای شما منطقی جلوه می کند. 

ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/۱٤ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

 یک نفر هرشب یکی از هندوانه های او را می دزدید. او هر چه تلاش می کند موفق نمی شود که شخص دزد را بگیرد. یک روز، عصر خسته و عصبانی به مزرعه وسیع هندوانه ی خود می رود و به یکی از هندوانه ها سم مهلکی تزریق می کند و برای اینکه خیلی بی رحم نباشد، تابلویی در مزرعه گذاشته و روی آن می نویسد: برای کسی که از من دزدی می کند: من یکی از هندوانه ها را سمی کرده ام. از من دزدی کن و از زندگی ات را به خطر بینداز!

صبح روز بعد  خوشحال از اینکه این بار دزد نتوانسته هندوانه ای با خود ببرد به مزرعه می رود، ناگاه یادداشتی را می بیند که روی آن نوشته شده: کشاورز عزیز، امشب من هم یکی از هندوانه های تو را سمی کردم، حالا یا می توانیم با هم کار کنیم یا همه هندوانه ها گندیده خواهند شد!

[ ۱۳٩٤/٢/۱٤ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]


قانون یکم: به شما جسمی داده شده. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید. باید بدانیدکه در طول زندگی در دنیای خاکی با شماست

قانون دوم: در مدرسه ای غیر رسمی وتمام وقت نام نویسی کرده اید که زندگی نام دارد.

قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است.

قانون چهارم: درس آنقدر تکرار می شود تا آموخته شود.

قانون پنجم: آموختن پایان ندارد.

قانون ششم: قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا نکنید، سرزنش نکنید، تحقیرو مسخره نکنید و گرنه سرتان می آید.

قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستن.

قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست. همه ابزار ومنابع مورد نیاز رادر اختیاردارید.

قانون نهم: جواب هایتان در وجود خودتان است. تنها کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید،گوش بدهید و اعتماد کنید.

قانون دهم: خیر خواه همه باشید تا به شما نیز خیر برسد.

[ ۱۳٩٤/٢/۱٤ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]
[ ۱۳٩٤/٢/۱٤ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و بود.
علت ناراحتی اش را پرسید. شخص پاسخ داد :
در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم. سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
سقراط گفت : چرا رنجیدی ؟
مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.
سقراط پرسید : اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد.
آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی ؟
مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم. آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد : احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت : همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،‌آیا کسی که رفتارش نا درست است، روانش بیمار نیست ؟
بیماری فکری و روان نامش “غفلت” است. و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر.
بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است.

[ ۱۳٩٤/٢/۱٤ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

آدم هایی که روح بزرگی دارند، عقده های کمتری دارند،
شعور بیشتری دارند و قلب مهربانتری...
برای همین نباید از آنها ترسید،

آدم های کوچک و حقیر با عقده های بزرگ ترسناک ترند...
چون از صدمه زدن به دیگران هراسی ندارند!!


[ ۱۳٩٤/٢/۱٤ ] [ ٦:٥٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

چقدر هفتاد ٬ هشتاد سال کم است برای دیدن تمام دنیا!!!

برای بودن با تمام مردم دنیا!!!

چقدر حیف است که من میمیرم و غواصی در عمق اقیانوس ها را تجربه نمیکنم!!!

میمیرم و حداقل یکبار زمین را از روی کره ماه نمیبینم!!

دلم میخواست چند کلیسا معبد و مسجد بزرگ جهان را میدیدم !!!

و دلم میخواست یکبار هم که شده از ارتفاعی بلند پرواز میکردم!!

دلم میخواستهای من زیادند٬

بلندند٫

طولانی اند٫

[ ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ۸:٥٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

اگر کسی با تندی تو را نصیحت کرد، سخنش را قطع نکن، واز ملاحظاتش استفاده کن؛ چون در پشت تندی اش محبت عمیقی قرار دارد، مانند کسی نباش که ساعت زنگدار را می شکند فقط بجرم این که او را بیدار کرده است. !!

ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﻨﮕﺮﯾﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﯿﺪ .ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﺑﻨﮕﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﯿﺪ .ﺍﻭ ﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﻨﺪﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ

ﮔﺸﻮﺩﻧﺶ ﻧﯿﺴﺖﻭ ﺩﺭﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﺸﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻗﺎﺩﺭ ﺑﻪ

ﺑﺴﺘﻨﺶ ﻧﯿﺴﺖ

 ﺍﮔﺮ ﺷﺎﺩ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺨﻨﺪ ﺗﺎ ﻏﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻧﺸﻮﺩ

ﻭ ﺍﮔﺮ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ

ﺗﺎ ﺷﺎﺩﯼ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﮕﺮﺩﺩ.

 

[ ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ۸:٥٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]


خدایا
هر چه دوست داشتم ، از من گرفتی
به هرچه دل بستم ، دلم را شکستی
به هر چه عشق ورزیدم ، آن را زایل کردی
هر کجا قلبم آرامش یافت ، تو مضطرب و مشوشش نمودی
هر وقت که دلم به جایی استقرار یافت،      تو آواره ام کردی
هر زمان به چیزی امیدوار شدم، تو امیدم را کور نمودی................تا به چیزی دل نبندم و  کسی را به جای تو نپرستم   و  در جایی استقرار نیابم   و به جای تو به کسی دیگر،   درجایی دیگر و نقطه ای دیگر آرامش نیابم     و فقط تو را بخواهم،    تو را بخوانم، تو را بجویم و تو را بپرستم.

[ ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ۸:٤۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

چیزهای کوچک را فراموش نکنید. عشق چیزیست که هرکسی می تواند با آن ارتباط برقرار کند. زندگی پر از راه های ساده ای است که می توانید عشق خود را ابراز کنید. من سعی می کنم معنای عشق را در زندگی روزمره پیدا و آن را به اثر هنری تبدیل کنم. به تصاویر زیر نگاه کنید و ببینید کدام یک حس بهتری از عشق به شما می دهد.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ٧:٥٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

تمام  سیگاری ها می دانند که سیگار کشنده است ....

اما باز هم بی پروا سیگار میکشند

آنها با زبان بی زبانی به اطرافیان خود می گویند :

ما به کسی که اندکی به ما آرامش دهد

" جانمان " را نیز می دهیم
[ ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ٧:٥٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]
 ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺧﻮﺏ ﺷﻨﺎﺧﺖ !
ﺁﻧﭽﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﺮﻭﺯ
ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻨطﻖ ﺷﺎﻥ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺍﺩﺏ ﺷﺎﻥ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺭﻭﺣﺸﺎﻥ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ 
ﺷﻌﻮﺭ ﺷﺎﻥ ... ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺷﺎﻥ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﻣﻬﺮﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺷﺎﻥ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ .
ﮔﺎﻫﯽ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ، ﻣﺎﺩﺍﻡ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺮ ﻭﻓﻖ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺳﺖ ، ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻭ
ﻣﻮﺩﺏ ﻭ ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮﺷﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻓﺮﻭﻣﺎﯾﮕﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !!!
ﻭﻟﯽ ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﻭ ﯾﺎ ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﻭ ﯾﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﻭ ﯾﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﺎ ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﺭﻧﺠﯿﺪﻩ ﺷﻮﻧﺪ .
 ﺣﺎﻻ ﺗﺎﺯﻩ ﺁﻥ ﺭﻭﯼ ﻧﺎﻣﺒﺎﺭﮎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺎﻧﻨﺪ ... ! ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻪ ﺍﺩﺏ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻨﺪ 
ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﻧﻪ ﻣﺤﺒﺖ !
ﺍﺯ اﯾﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﺮﺣﺬﺭ ﺑﺎﺷﯿﺪ !
ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ ﻣﻼﯾﻤﺖ ﺍﻫﻞ ﺍﺩﺏ ﻭ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻧﺎﻣﻼﯾﻤﺖ ها
ﺭﻡ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺘﺶ ﮔﻢ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﺩﻭﺳﺘﯽ ﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻧﯿﺴﺖ !
ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺭﻭﺡ ﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺍﺣﻮﺍﻟﭙﺮﺳﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﺎﻩ ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻧﺪ...
 
ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻭ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻭ ﺍﺩﺏ ﻭ ﺍﺻﺎﻟﺖ ﻭ ﻧﺠﺎﺑﺖ ﺁﺩﻣﯿﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻭﻗﺖ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ ﺑﯿﺎﺯﻣﺎیید.
[ ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ٧:٤۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]
دکتر اسپنسر جانسون
 
نویسنده کتاب چه کسی پنیر من را برداشت،
فرق بین آدمها وموشها را اینطور توصیف میکند:
وقتی یک موش حس میکند تلاشهایش به نتیجه نمیرسد،روش خود را عوض میکند،اما
وقتی آدمها حس میکنند کاری که انجام میدهند به نتیجه نمیرسد، عصبانی وخسته میشوند و
دوست ندارند روش خود را عوض کنند.حتی گاهی اگر کسی راهکار تازه ای رابه
آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود میگیرند و میگویند

"من همیشه این کار راهمین طور انجام داده ام." یا "من آدمی این مدلی هستم."
در اصل این آدمها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن میترسند و حس میکنند ترسشان
 به این معناست که دیگر روشها اشتباه است.
همیشه آنچه به نظر ما طبیعی وصحیح به نظر میرسد، در اصل محصول باورهایمان است و
به ندرت نشان دهنده همه احتمالات و امکانات پیش رویمان یا تخمین صحیحی از توانایی هایمان است.
اگر میخواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی بدست بیاورید باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود
 کشیده اید،پا را فراتر بگذارید و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنید.
[ ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ٧:٤٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

[ ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ٧:۳۱ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

تکنیک های کلی پزشکان بر این پایه بنا شده ” تا جایی که امکان دارد به بدن بیمار صدمه ای وارد نشود” ولی با مطالعه بر روی روش های درمانی که در طول تاریخ رواج داشته به نتیجه ای می رسیم که این سخن چندان هم رعایت نمی شده است .با اینکه پزشکان باستان از نظر علم طب و شناخت بیماری ها در درجه ی بالایی نسبت به سایر علوم قرار داشتند ولی در مواردی به متد هایی بر پایه ی خرافات و گمراهی متوسل می شدند که نه تنها سلامتی را برای فرد بیمار به همراه نداشت بلکه در بعضی موارد باعث تسریع در فوت شخص هم می شد .


مته کاری


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/۱۳ ] [ ٧:٢٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]
روزى شیخى نزد عارف اعظم آمد و گفت:
من چند ماهى است در محله اى خانه گرفته ام
روبروى خانه ى من یک دختر و مادرش زندگى مى کنند
هرروز و گاه نیز شب،مردان متفاوتى آنجا رفت و آمد دارند
مرا تحمل این اوضاع دیگر نیست
عارف گفت:شاید اقوام باشند
گفت:نه من هرروز از پنجره نگاه میکنم
گاه بیش از ده نفر متفاوت میایند بعدازساعتى میروند
عارف گفت:کیسه اى بردار براى هرنفریک سنگ درکیسه انداز
چند ماه دیگر با کیسه نزد من آیى تا میزان گناه ایشان بسنجم
شیخ با خوشحالى رفت و چنین کرد
بعد از چندماه نزد عارف آمد وگفت:
من نمى توانم کیسه را حمل کنم از بس سنگین است شما براى شمارش بیایىد
عارف گفت:یک کیسه سنگ را تا کوچه ى من نتوانى!چگونه میخواهى با بار سنگین گناه نزد خداوند بروى؟
حال برو به تعداد سنگها حلالیت بطلب و استغفارکن
چون آن دو زن،همسر و دختر عارفى بزرگ هستند
که بعدازمرگ وصیت کرد شاگردان و دوستارانش در کتابخانه ى او به مطالعه بپردازند
اى شیخ آنچه دیدى "واقعیت" داشت اما "حقیقت" نداشت

بیایید دیگران را "قضاوت" نکنیم

[ ۱۳٩٤/٢/٩ ] [ ٧:۱٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

مطالعات جدید در آمریکا نشان می‌دهد، خواندن کتاب برای کودکان کم‌سن‌وسال با بروز تفاوت‌هایی در فعالیت مغزی آن‌ها مرتبط است و این موضوع اهمیت کتاب‌خواندن والدین برای آن‌ها را برجسته می‌کند.

  دانشمندان مرکز پزشکی بیمارستان کودکان سینسیناتی در اوهایو، برای نخستین بار نشان داده‌اند که خواندن کتاب در طول مرحله حیاتی رشد و پیش از دوران مهد کودک تاثیر معناداری را بر روی توانایی پردازش داستان‌ها توسط مغز کودکان دارد و می‌تواند موفقیت آن‌ها در کتابخوانی را پیش‌بینی کند.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/٩ ] [ ٦:٥۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

آدم خوبی باش
ولی
وقتت رو
برای اثباتش به دیگران
تلف نکن .... !
 همیشه آنچه که درباره " من " میدانی باور کن ,
نه آنچه که پشت سر "من" شنیده ای
" من " همانم که دیده ای نه آنکه شنیده ای.......!

[ ۱۳٩٤/٢/۸ ] [ ٧:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

قطره عسلی بر زمین افتاد..
مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود،پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید...
باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیاندازد تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد... مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد...اما افسوس که نتوانست از آن خارج شود،پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت...
در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد....

یکی از حکماء می گوید:
دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ!
پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد،و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک می شود.!!

[ ۱۳٩٤/٢/۸ ] [ ٧:٠۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

بال‌های این موجود کمک می‌کند تا بتواند به راحتی از درختی به درختی دیگر پریده و از چنگ شکارچیان فرار کرده، غذا و حشره‌ای را برای تغذیه پیدا کند. این موجودات دارای قابلیتی هستند که می‌توانند تقریبا تا ۹ متر به راحتی بپرند.

عصر ایران: چندی پیش تصویر جالبی از کشور اندونزی مخابره شد که در آن یک اژدها، البته در ابعاد کوچک دیده می‌شود.این موجود ناشناخته و عجیب صورت و ظاهری کاملا شبیه اژده‌های افسانه‌ای دارد ولی از نظر ظاهر بسیار کوچک است.

موجود جدید کشف شده در اندونزی که دراکو وُلانز (Draco volans) یا اژدهای پرنده نام دارد از دسته مارمولک‌های اژدهایی بالدار است. بال‌های این خزنده به قفسه سینه‌اش متصل است که به کمک آن می‌پرد، اما مانند سایر خزندگان از توانایی پرواز محروم است و فقط به جهیدن اکتفا می‌کند. بال‌های این جانور معمولا به رنگ نارنجی روشن همراه با خال‌های قرمز و آبی است تا هنگامی که بال‌ها بسته‌اند شرایط را برای استتار و مخفی شدن فراهم کند.

ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/۸ ] [ ٧:٠٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

هیچ کس نیست که دوست نداشته باشد پول بیشتری داشته باشد اما اگر گاهی در شگفت هستید که چگونه افراد پولدار و موفق آن همه پول دارند، باید این متن را بخوانید. ما لیستی از اقداماتی را گرد آورده ایم که می توانید در زندگی روزمره خود به کار بندید تا به روش افراد ثروتمند پول پس انداز کنید.

1- مراقب هزینه های کوچک باشید


همه ما مراقب سرمایه گذاری های بزرگ و خریدهای عظیم هستیم اما هزینه های کوچک را با بی دقتی و بی مبالاتی می پردازیم اما این هزینه های کوچک می توانند به کوهی بزرگ تبدیل شوند.
همانگونه که یک اقتصاددان به درستی گفته: «دنبال هر راهی برای از بین بردن هزینه های کوچک خود باشید؛ در نهایت به عدد قابل توجهی می رسید.»


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/۸ ] [ ٦:٥٦ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

وقتی میشود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی که یا دلهای کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند. یا مدام برای نبودنت، برای خط زدنت تلاش می کنند؟ نه، همیشه جنگیدن خوب نیست . این روزها فهمیده ام برای اثبات دوست داشتن، برای به دست آوردن دل آدمها، برای اثبات خوب بودن نباید جنگید. بعضی چیزها وقتی با جنگیدن به دست می آیند بی ارزش میشوند. این روزها نسخه فاصله گرفتن را می پیچم برای هرکسی که رنجم می دهد... این را با خود تکرار میکنم و می بخشمشان... نه بخاطر اینکه مستحق بخششند. تنها به این خاطر که "من مستحق آرامشم.
ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩﺭﺍ منوط به،
ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻧﮑﻦ!
و ﺑﺪ ﺑﻮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ،
ﺑﺪﺑﻮﺩﻥ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻧﮑﻦ!

ﻣﺎ ﺁﯾﯿﻨﻪ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﻢ!

ﻣﺸﮏ ﺭﺍ ﮔﻔﺘﻨﺪ:
ﺗﻮ ﺭﺍ ﯾﮏ ﻋﯿﺐ ﻫﺴﺖ،
ﺑﺎ ﻫﺮ ﮐﻪ ﻧﺸﯿﻨﯽ
ﺍﺯ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺷﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﻫﯽ.
ﮔﻔﺖ:

ﺯﯾﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻨﮕﺮﻡ ﺑﺎ ﮐﯽ ﺍﻡ،
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑﻨﮕﺮﻡ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺍﻡ!

ﻭ ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ;
ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺸﯽ ﺑﯽ ﺍﻧﺘﻬﺎ...

[ ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

در تحقیقی که دانشگاه ایالتی آریزونا بر روی گروهی از دانشجویان انجام داده است به لیستی از ۱۰ قانون برتر برای حفظ دوستان و بهبود عملکرد در شبکه‌های اجتماعی دست پیدا کرده که با عمل به آن‌ها علاوه بر روابط اجتماعی مجازی خوب، در دنیای واقعی نیز دوستان بهتری خواهید داشت.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

گرگ یال دار

گرگ یال‌دار بزرگترین گونۀ سگ‌سانان در آمریکای جنوبی است. این گونۀ گرگ مانند اغلب گرگ ها گوشت خوار است. محل سکونت این پستاندار محیط های باز و نیمه باز به خصوص چمنزار هاست. این جانور شباهت هایی به روباه قرمز دارد هرچند که باید توجه داشت که از دستۀ متفاوتی است. گونۀ بالغ این حیوان ۶۷ تا ۱۰۷ سانتی متر قد دارد.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

روزگاری مرید و مرشدی خردمند در سفر بودند. شبی را در خانه ی زنی با چادر محقر و چند فرزند گذراندند واز شیر تنها بزی که داشت خوردند. مرید فکر کرد کاش قادر بود به او کمک کند، وقتی این را به مرشد خود گفت او پس از اندکی تامل پاسخ داد: "اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد
و بزشان را بکش!".
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت و شبانه بز را در تاریکی کشت ...
سال ها گذشت و روزی مرید و مرشد وارد شهری زیبا شدند و سراغ تاجر بزرگ را گرفتند که زنی بود با لباس های مجلل و خدم و حشم فراوان. وقتی راز موفقیتش را جویا شدند، زن گفت سال ها پیش من تنها یک بز داشتم ویک روز صبح دیدیم که مرده. مجبور شدیم برای گذران زندگی هر کدام به کاری روی آوریم. فرزند بزرگم یک زمین زراعی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا و دیگری با قبایل اطراف داد و ستد کرد...
مرید فهمید هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشد و تغییرمان است و باید برای رسیدن به موفقیت و تغییرات بهتر آن را قربانی کرد.

[ ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ٧:٤۸ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻦ ﺯﻥ ﺟﻬﺎﻥ "ﻣﺮﻟﯿﻦ ﻣﻮﻧﺮﻭ" ﺩﺭ ﭘﯽ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﻋﺸﻘﯽ ﺁﺗﺸﯿﻦ ﺑﻪ ﻧﺎﺑﻐﻪ ﯼ ﺭﯾﺎﺿﯿﺎﺕ، ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻭ ﻧﺠﻮﻡ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺟﻬﺎﻥ " ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ" ﻧﻮﺷﺖ :
- ﻓﻜﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻜﻦ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﻨﯿﻢ، ﺑﭽﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺑﺎ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻣﻦ ﻭ ﻫﻮﺵ ﻭ ﻧﺒﻮﻍ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﺤﺸﺮﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ...!
* ...ﺑﺎ ﻋﺸﻖ... *
" ﻣﺮﻟﯿﻦ ﻣﻮﻧﺮﻭ "


ﭘﺎﺳﺦ:
- ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻡ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﻟﻄﻒ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻭ ﺩﻟﺒﺎﺯﯼ ﺳﺮﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻢ،
 ﻭﺍﻗﻌﺎ ﻫﻢ ﻛﻪ ﭼﻪ ﻏﻮﻏﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...!
ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ، ﯾﻚ ﺭﻭﯼ ﺳﻜﻪ ﺍﺳﺖ...!
 ﻓﻜﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﻜﻨﯿﺪ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﻗﻀﯿﻪ ﺑﺮ
ﻋﻜﺲ ﺷﻮﺩ ...
ﭼﻪ ﺭﺳﻮﺍﯾﯽ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﺮ ﭘﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...!
ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺯﺷﺘﯽ ﻣﻦ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻮﺩﻧﯽ ﺷﻤﺎ...!
"ﺑﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ - ﺁﻟﺒﺮﺕ ﺍﻧﯿﺸﺘﯿﻦ"

[ ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ٧:٤٥ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند. شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند:
استاد، چه شده که این‌گونه اشک می‌ریزید؟ آیا کسی به شما چیزی گفته؟
شیخ جعفر در میان گریه‌ها گفت: آری... یکی از لات‌های این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرد.
همه با نگرانی پرسیدند: مگر چه گفت؟
 
شیخ در جواب می‌گوید: او به من گفت: شیخ جعفر، من همانی هستم که همه می‌گویند،
 آیا تو هم همانی هستی  که همه  می‌گویند؟!
و این سؤال حالم را عجیب دگرگون کرد.

[ ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ٧:٤٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]
زنده باد میان سالی؛ که آدمی در آن نه هول و ولا و شتاب جوانی را دارد، و نه دیگر فکر می کند که همه کاره ی عالم است و اختیارش نامحدود؛
نه در حسرت نداشته ها غرق است و نه داشته های خیالی را در سر می پروراند.
میان سالی یعنی قدردانی از آنچه داری.
میان سالی یعنی بهترین دوران زندگی.
میان سالی، یعنی دیدن یکی دو تار موی سفید در هر ماه؛ یعنی آگاهی تدریجی از اینکه تو جاودانه نیستی؛ رو به پایانی، و فرصت زیستن چقدر اندک است.
میان سالی یعنی اینکه وقت نداری حسرت گذشته و آینده را بخوری.
میان سالی، یعنی اینکه زندگی را همین لحظاتی که در آنها هستی بدانی و نه چیزی که در گذشته بوده و یا چیزی که خواهد آمد.
میان سالی یعنی اینکه می فهمی آدم ها همینند که هستند، و آنها را همانطور که هستند دوست بداری.
میان سالی یعنی شروع پختگی؛ آرامش، زود از کوره درنرفتن، هیجانی (منفی) نشدن، استقامت ورزیدن، و ...
میان سالی یعنی میان- سالی.
[ ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ٧:۳۳ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

زنی به مشاور خانواده گفت:

من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛
همه حسرت زندگی ما رو میخورند.
سراسر محبّت, شادی, توجّه, گذشت و هماهنگی.
امّا سؤالی از شوهرم پرسیدم که جواب او مرا سخت نگران کرده است.
پرسیدم اگر من و مادرت در دریا همزمان در حال غرق شدن باشیم,
چه کسی را نجات خواهی داد؟
و او بیدرنگ جواب داد: معلوم است, مادرم را ؛
چون مرا زاییده و بزرگ کرده و زحمتهای زیادی برایم کشیده!
از آن روز تا حالا خیلی عصبی و ناراحتم به من بگویید چکار کنم؟

مشاور جواب داد:
شنــا یـاد بگیــــر!
همیشه در زندگی روی پای خود بایستید حتی با داشتن همسر خوب......
ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﻔﺖ ﺑﭽﺴﺒﯿﺪ !
ﻗﺪﺭ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ ....
ﺍﺭﺯﺍﻥ ﻧﻔﺮﻭﺷﯿﺪ ﺧﻮﺩﺗﺎﻥ ﺭﺍ ؛ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ، ﺑﻪ ﺣﺮﻓﯽ ، ﺑﻪ ﻧﻘﻠﯽ ، ﺑﻪ ﻫﺪﯾﻪ ﺍﯼ ، ﺑﻪ ﺍﻧﺪﮎ ﺗﻮﺟﻬﯽ ...
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺗﻼﺵ ﮐﻨﺪ .
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻧﺘﺎﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﮐﻨﺪ .
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﻗﺪﺭﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻧﺪ .
ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ ﺑﻬﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﺩ .
ﺁﺩﻣﻬﺎ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﻣﻔﺖ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺭﺍ ﻣﻔﺖ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ !

ﮔــــــﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ

[ ۱۳٩٤/٢/٦ ] [ ٧:٢٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

قدرت های بزرگ دنیا همواره از جاسوس بازی بهره می برده اند حتی همین الان هم این احتمال وجود دارد که از شیوه های نرم افزاری آنلاین استفاده می کنند بطوریکه حتی ماهیت فیس بوک، وایبر و حتی بازی انگری بردز زیر سوال است اما قدیم ها از جاسوس ها و ابزارهای جاسوسی جالبی استفاده می کرده اند. با ابزار جاسوس‌های بین‌المللی از سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای مختلف همچون شوروی سابق و آلمان که در موزه‌ای در شهر اوبرهاوزن به نمایش درآمده آشنا شوید. کفش جاسوسی دوربین‌دار، شیشه‌ شیر کودکی که شلیک می‌کند و … را ببینید.

کفش جاسوسی متعلق به “کا‌‌ گ‌ ب” در سال ۱۹۵۰ میلادی

دوربین کوچک داخل پاشنه کفش به یک حفره ریز در کناره کفش متصل است. به این ترتیب مامور کا ‌‌گ ‌ب (سرویس اطلاعاتی شوروی سابق) از هدفی که در اطراف او بود، بدون جلب توجه عکس می‌گرفت.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/٢ ] [ ۸:۳٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

نتایج جدیدترین تحقیق صورت گرفته توسط محققان ناسا و دانشگاه آریزونا نشان می‌دهد، سن ماه 4.47 میلیارد سال است.

  ماه در اثر برخورد یک پیش‌سیاره با زمین نوپا شکل گرفته است، اما زمان وقوع این رویداد مورد بحث دانشمندان جهان است. رمزگشایی از اسرار شکل‌گیری ماه با استفاده از نمونه خاک و سنگ‌هایی که در مأموریت آپولو به زمین منتقل شدند، همچنان ادامه دارد.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/٢ ] [ ٦:٥٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

روزی شخصی از خدا دو چیز خواست ؛
یک پروانه و یک گل...
اما چیزی که خدا در عوض به او بخشید یک کاکتوس و یک کرم بود؛
مرد غمگین شد.با خود اندیشید:
خدا بندگان زیادی دارد باید به همه ی آنها توجه کند و تصمیم گرفت در این باره سوالی نپرسد.
بعد از مدتی مرد در کمال ناباوری مشاهده کرد که از آن کاکتوس زشت و پر از خار گلی بسیار زیبا روئیده است و آن کرم زشت تبدیل به پروانه ای زیبا شده است؛
راه خدا همواره بهترین راه است اگر چه بنظر ما غلط بیاید؛
آنچه می خواهید همیشه آنچه نیست که نیاز دارید اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید به او اعتماد کنید..
"خارهای امروز گل های فردایند"

[ ۱۳٩٤/٢/۱ ] [ ٧:۱٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

تحصیل موضوعی باارزش در جامعه به شمار میرود. در مدرسه تاریخ انسانیت را به شما آموزش میدهد و کمکتان میکند در زمینه کاری خودتان استاد شده و برای کار کردن در دنیای واقعی آماده شوید. بدون آموزش و تحصیلات خوب، دستیابی فرد به موفقیت دچار مشکل خواهد شد.

آموزشهایی که مدرسه و دانشگاه ارائه میدهد، با درسهایی که زندگی به اجبار به شما می آموزد قابل قیاس نیست. زندگی ما را به سمت موقعیتهایی سوق می دهد که خیلی وقتها باعث ویرانی ما میشود اما در عین حال به ما قدرت میدهد. خیلی وقتها بارها و بارها زمینمان میزند تا توانایی ما برای برخاستن دوباره را بسنجد. زندگی ما را تا مرز شکستن خم میکند تا استقامت و انعطافپذیری درونیمان را بالا ببرد. بله باید بجنگیم اما از طریق همین جنگیدنهاست که خواهیم درخشید.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٤/٢/۱ ] [ ٧:۱٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

قورباغه به کانگورو گفت: من میتوانم بپرم و تو هم.

پس اگر باهم ازدواج کنیم
بچه مان می تواند از روی کوهها بپرد، یک فرسنگ بپرد،
و ما می توانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم.
 
کانگورو گفت: "عزیزم" چه فکر جالبی. من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم. اما دربارهء قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاریم «کانباغه».
 
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند.
آخرش قورباغه گفت: برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمیخواهد با تو ازدواج کنم.
 
کانگورو گفت: بهتر
 
قورباغه دیگر چیزی نگفت.
کانگورو هم جست زد و رفت.
آنها هیچوقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند
که بتواند از کوهها بجهد و یا یک فرسنگ بپرد.
چه بد، چه حیف
که نتوانستند فقط سرِ یک اسم توافق کنند.
 
این قصهء زیبا از شل سیلور استاین مفهوم جالبی دارد.
 
"پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانیِ اختلاف نظرهای کوچک میشود"
[ ۱۳٩٤/٢/۱ ] [ ٧:٠٩ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

پژوهشگران آمریکایی در تحقیقات خود موفق به پاسخگویی علت صدای شکستن بند انگشتان شدند.

  منطقه خراسان، ظاهرا این شکستن به دلیل حباب شکل‌دهنده مایع بین مفاصل در زمان جداشدن استخوان ایجاد می‌شود؛ این قسمت مانند پلاستیک با کمی هوا باد می‌شود.

 به گفته محققان پزشکی توانبخشی جرج کاوچاک در دانشگاه آلبرتا، حباب گازی شکل گرفته و سپس متعاقب آن متلاشی می‌شود که در نتیجه چنین صدایی ایجاد می‌شود

[ ۱۳٩٤/٢/۱ ] [ ٧:٠٠ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]
ﺍﮔﺮ می خوﺍﻫﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﺪ
ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﮔﺮﻩ ﻧﺰﻥ
 
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍﺣﺖ ...
 
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﯽ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ..
 
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺪﺍﻧﯽ چقدﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻭ ﻋﺰﯾﺰ ﻫﺴﺘﯽ؟
 
ﮐﺎﻓﯿﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﺮﺍﻏﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﮕﯿﺮﯼ !
 
ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮﺱ ﮐﻨﯽ، ﻧﻪ ﻫﺮﮔﺰ .
 
ﻓﻘﻂ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﻭﻇﯿﻔﻪ ﯼ ﺳﺮﺍﻍ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ.
 
ﺩﺭ ﺍین صورت ﯾﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﺖ می شوند ﻭ ﯾﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ می کنند !
 
ﺍﮔﺮ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻧﺪ ﻗﺪﺭﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﺍﻥ
 
ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻗﯿﻤﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﻩ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
 
ﻭ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﺮﺩﻧﺪ، به
رﺍﺣﺘﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺸﺎﻥ ﮐﻦ ...
 
ﺍﯾﻨﺎﻥ ﻫﻤﺎن هاﯾﯽ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺁﻣﻮﺧﺘﻨﺪ !
 
ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻭ ﻋﺪﻡ ﺗﻮﺟﻪ ﻭ ﺗﺎﺋﯿﺪ..
 
ﺁن ها ﺑﺎﺑﺖ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺣﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﻧﻘﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ..
 
گویا ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺁن ها ﺑﺪﻫﮑﺎﺭﯼ..
 
ﻭ ﺍﯾﻦ ﺗﺮﺱ ﺩﺭ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻫﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﺍﺿﯿﺸﺎﻥ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﯼ..
 
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ، ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻋﻘﻞ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ ﻧﯿﺴﺖ..
[ ۱۳٩٤/٢/۱ ] [ ٦:٥٧ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]
انتهای بعضی فکرهایت " نقطه" بگذار که بدانی باید همانجا تمامشان کنی.
بین بعضی حرفهایت "کاما"  بگذار که بدانی باید با کمی تامل ادایشان کنی .
پس از بعضی رفتارهایت هم "علامت تعجب" و آخر برخی عادت هایت نیز علامت "سوال" بگذار .
تا فرصت ویرایش هست... خودت را هر چند شب یکبار ورق بزن...
حتی بعضی از عقایدت را حذف کن ... اما بعضی را پر رنگ...
هرگز هیچ روز زندگیت را سرزنش نکن !
روز خوب به تو شادی میدهد،
روز بد به تو تجربه،
و بدترین روز به تو درس میدهد ...!
فصلها برای درختان هر سال تکرار میشود،
اما فصلهای زندگی انسان تکرار شدنی نیست ...
تولد ... کودکی ... جوانی... پیری و دیگر هیچ ...
تنها زمانی صبور خواهی شد که صبر را یک قدرت بدانی نه یک ضعف!
آنچه ویرانمان میکند، روزگار نیست،
حوصله کوچک و آرزوهای بزرگ است ...!
[ ۱۳٩٤/٢/۱ ] [ ٦:٥٤ ‎ق.ظ ] [ مهدی نوایی ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

کارشناس روابط عمومی----- گواهی نامه مدیر تور------ گواهی نامه فنون مذاکره------ گواهی نامه زبان بدن------- گواهی نامه +Network
لینک های مفید
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز


Free Page Rank Tool