حکایت حرام

مسلمانی رفت خانه یک مسیحی ...
برایش انگور آوردند خورد،
برایش شراب آوردند گفت : حرام است

مسیحی گفت:
عجبا از شما مسلمانان انگور میخورید اما میگویید شراب حرام است
در حالی این از آن بدست آمده...

مسلمان گفت:
ببین این زن شماست و این هم دختر شماست درسته ؟ گفت بله
گفت: ببین خدا این را به شما حلال کرده و آن را حرام...
در حالی که آن از این به دست آمده است...
مسیحی همانجا گفت:

أشْهَدُ أنّ لا اله الا الله و أشْهَدُ أنّ محمد رسول الله

/ 0 نظر / 20 بازدید